یامن اسمه دوا وذکره شفا
بنام پروردگارم که نامش دوا و اسمش شفاست
سلام عزیزدل مامان.الان که دارم برات مینویسم حالم خیلی گرفته.امروز که ازمدرسه آوردمت
خیلی سرفه میکردی.دیگه نمیدونم بایدچیکارکنم ازدست این سرفه هات.اسپری هم دیگه
کاری نمیکنه.موقع ناهارغذاپریدتوی گلوت وانقدسرفه کردی و بالاآوردی.فدات بشم حنان جونم
چقدازمن عذرخواهی کردی.چقدگفتی مامان ببخشید.با اینکه چیزی نشده بودومثل آدم بزرگها
خودتو کنترول کردی.فقط به خاطر اینکه منو ازسرمیزبلندکردی ناراحت بودی.مثل همیشه من
باهات تنهاسروکله زدم .مثل تموم شبهایی که بالاسرت تنها بیدارمیموندم.ترسیده بودم
و صدامیکردم یا فاطمه زهرا.با اینکه همیشه کنترول خودمو حفظ میکنم.اما امروزواقعا ترسیدم.
مثل اون روزی که توی آزمایشگاه حالت بدشده بودو اشکام همین طور میریخت.خودمو میزارم
جای مادرانی که بچه هاشون بیماری خاص دارن.خدایا,یا رب بهشون صبر بده.صبری جمیل.
خدایا به حنان من هم سلامتی بده.من شفای سینه اش رو ازتو میخوام خدای مهربونم.
مثل همیشه دستمو از درگاهت کوتاه برنگردون
آمیییییییییییییین
اینم عکس بنری که برای شماتوی باشگاه زدن برای گذروندن آزمون سطح بندی,
عکس شما ازراست اولی

کاربا حلقه زدنت هم عالیه پسر نازم
همیشه موفق و سلامت باشی



یامن اسمه دوا وذکره شفا 
